jump to navigation

حرف حق جواب نداره فوریه 19, 2009

Posted by خفی in اجتماعی, دین و مذهب, سخنان بزرگان.
trackback

دیروز یه بنده خدایی رو دیدم و شروع کرد به صحبت کردن در مورده زندگی و تو حرف هاش پرسید که من ازدواج کردم یا نه ؟
من هم جواب دادم نه
ناراحت شد و گفت سنت همکم کم داره میره بالا
بعد رو به من کرد و گفت :
یه سئوال ازت بپرسم ؟
من هم سرم رو به علامت آره تکون دادم
اون گفت تو از همه بیشتر کدوم یکی از مقامات رو قبول داری ؟
من هم گفتم فلانی _ چطور ؟
گفت اگه من یه نوشته ازش بگیرم که برای ازدواجت همه چی رو محیا کنه تو ازدواج میکنی
گفتم آره
و اون هم با من دست داد و قول گرفت و گفت : مردونه ؟
من هم گفتم مردونه
بعد گفت تو چطور حرف اون رو قبول داری ولی حرف خدا رو که میگه من محیا میکنم رو قبول نداری ؟
من که یه دستی خورده بودم به تپه تپه افتادم و به ماست مالی کردن و . . .
اما واقعیت همونی بود که اون گفت

دیدگاه‌ها»

No comments yet — be the first.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.